دلایل امتناع مصالحه سیاسی و شکل‌گیری و بازتولید تفکر دو قطبی و پادصلح سیاسی در ایران

نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تهران
2 پژوهشگر گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه،مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه،ایران، تهران
چکیده
در دهه‌های اخیر، جامعه‌ ایران شاهد شکل‌گیری و بازتولید الگوی فکری دوگانه‌ساز/ دوقطبی به‌ویژه در عرصه‌ سیاست بوده است. این پدیده به عاملی کلیدی در تشدید تنش‌های اجتماعی و تعمیق شکاف میان گروه‌های فکری و جریان‌های سیاسی مختلف تبدیل شده است. با توجه به موارد مذکور، پرسش پژوهش را می‌توان، «چه دلایل و زمینه‌هایی به تقویت و تداوم این الگوی مخرب انجامیده‌اند؟» در نظر گرفت. هدف پژوهش نیز، شناسایی و واکاوی عوامل تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و ساختاری است که در رشد تفکر دوگانه‌ساز و در نهایت، گسترش پادصلح سیاسی در ایران نقش داشته‌اند. در این پژوهش فرض بر این است که ساختار متمرکز و غیر منعطف قدرت سیاسی، ضعف نهادهای مدنی مستقل به عنوان واسطه‌های گفتگو، شکاف‌های عمیق اقتصادی-اجتماعی و همچنین نقش رسانه‌ها (اعم از رسمی و غیر رسمی) در بازتولید گفتمان‌های تقابلی دخیل بوده است. در پایان این طور نتیجه‌گیری شده که دوگانه‌سازی سیاسی در ایران صرفاً محصول رقابت‌های سیاسی گذرا نیست، بلکه ریشه در لایه‌های عمیق‌تر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دارد. غلبه‌ گفتمان‌های انحصارطلب و نفی‌کننده «دیگری»، همراه با فقدان ساز و کارهای نهادی دموکراتیک برای مدیریت اختلاف و تسهیل گفتگوی جمعی، چرخه‌ای معیوب ایجاد کرده است. در این چرخه، تقابل‌ها به طور مستمر بازتولید شده و پادصلح سیاسی به‌عنوان پیامدی طبیعی و اجتناب‌ناپذیر ظهور می‌یابد. برای خروج از این وضعیت، راهکارهایی همچون تقویت نهادهای مدنی، نهادینه‌سازی آموزش‌های شهروندی مبتنی بر مدارا و تساهل سیاسی و ایجاد بستر برای مشارکت فراگیر و عادلانه‌ تمامی گروه‌های اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد؛ تحقق این امر نیازمند تغییر رویکرد حاکمیتی از سیاست‌های مبتنی بر تقابل به سیاست‌های مبتنی بر وفاق است.
کلیدواژه‌ها