فقر و نابرابری به مثابه خشونت ساختاری؛ تحلیل پیامدهای آن برای تحقق صلح مثبت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 فارغ التحصیل از دانشگاه تبریز
2 2- استاد، گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران،
چکیده
هدف پژوهش:
پژوهش حاضر با هدف نشان دادن این نکته انجام شده است که فقر و نابرابری صرفاً مسائل اقتصادی نیستند، بلکه مصادیقی از خشونت ساختاری به‌شمار می‌روند که تحقق صلح مثبت را به‌شدت تهدید می‌کنند. پرسش اصلی تحقیق آن است که این پدیده‌ها چگونه در زندگی روزمره تجربه می‌شوند و چه پیامدهایی برای صلح مثبت دارند.
روش پژوهش: روش پژوهش کیفی از نوع گراندد تئوری است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۴۳ نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ گردآوری شد. برای انتخاب نمونه‌ها از نمونه‌گیری هدفمند و نظری با رعایت اصل حداکثر تنوع استفاده شد و به شیوه کدگذاری، تحلیل گردید و مقولات اصلی و فرعی استخراج گردید.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که فقر و نابرابری در دو بعد تجربه می‌شوند: خشونت ساختار اقتصادی: شامل فقر معیشتی و فقر امکانات. خشونت ساختار اجتماعی: شامل عدالت مهجور و تبعیض‌های نهان. اشکال خشونت ساختاری پیامدهایی همچون تزلزل سلامت روانی و کاهش ظرفیت همزیستی همدلانه، بازتولید چرخه خشونت، زایش تنش و پرخاگری، افول ارزش‌ها و استانداردهای اخلاقی ـ اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی را در پی داشته‌اند.
نتیجه‌گیری: فقر و نابرابری به‌عنوان مصادیق خشونت ساختاری، نه‌تنها رفاه مادی بلکه سلامت روانی، انسجام اجتماعی و ارزش‌های اخلاقی جامعه را تضعیف می‌کنند و به چرخه‌ای از خشونت و ناپایداری اجتماعی دامن می‌زنند. بنابراین تحقق صلح مثبت و پایدار بدون رفع ریشه‌های ساختاری فقر و نابرابری امکان‌پذیر نیست و سیاست‌گذاری‌ها باید فراتر از بعد اقتصادی، عدالت اجتماعی و برابری فرصت‌ها را هدف قرار دهند.
کلیدواژه‌ها