تطبیق هرمنوتیکی مفهوم صلح در مکتب ایرانی و جماعت‌گرایی معاصر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
علوم سیاسی، دانشگاه محمد رسول‌الله ص.ایران،تهران
10.22034/ipsan.2026.583344.1008
چکیده
مفهوم صلح همواره از بنیادی‌ترین مفاهیم اخلاقی و سیاسی در تاریخ اندیشه بشری بوده است. مفهومی که همواره با بحران معنا و در معرض سیطره گفتمان‌های متنوع و حتی گاه متعارض تعریف می‌شود. دو افق فکری مکتب ایرانی با ریشه‌های باستانی، حکمت ایرانی - اسلامی و عناصر عرفانی خود، و مکتب جماعت‌گرایی معاصر با تأکید بر مفاهیمی چون خیر مشترک و نقد فردگرایی لیبرال ، فهمی خاص از صلح را تعریف کردند.
سؤال اصلی: بر مبنای هرمنوتیک فلسفی گادامر، چه نسبت و اشتراکاتی میان مکتب ایرانی صلح و جماعت‌گرایی معاصر در تبیین صلحِ فضیلت‌محور وجود دارد؟ فرضیه پژوهش: علی‌رغم تفاوت‌های تاریخی و فرهنگی، این دو سنت در مؤلفه‌هایی چون خیر مشترک، مدارا، نوع‌دوستی و نقد فردگرایی افراطی دارای همگرایی مفهومی‌اند.
هدف پژوهش: واکاوی ظرفیت‌های معنایی مکتب ایرانی صلح و تبیین امکان گفت‌وگوی بین‌الافقی آن با جماعت‌گرایی معاصر‌در بازتعریف مفهوم صلح است. یافته‌ها: این پژوهش نشان می‌دهد از‌سویی در هر دو سنت، صلح فراتر از فقدان جنگ، به‌مثابه امری اخلاقی و فضیلت‌محور فهم می‌شود و پیوندی وثیق باعدالت، سنت و خیر مشترک دارد؛ ازسوی‌دیگر روش هرمنوتیک گادامر امکان امتزاج افق‌ها و آشکارشدن ظرفیت‌های نظری مشترک این دو جریان فکری را به‌خوبی فراهم می‌سازد.
نتیجه‌گیری: صلح در مکتب ایرانی مفهومی چندوجهی و ریشه‌دار است که در پیوند باعقل، دین، عرفان و اخلاق، فراتر از سیاست و فقدان جنگ تعریف می‌شود. در هر دو سنت فکری جایگاه اجتماع در شکل‌گیری هویت و ارزش‌های انسانی حائز اهمیت است. تلقی از صلح به‌عنوان سیاست فضیلت‌محور و اخلاق‌گرا در هر دو سنت فکری مشاهده می‌شود.
کلیدواژه‌ها